سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

758

تاريخ ايران ( فارسى )

صورت سكهء درهم امويان فصل چهل و هشتم ايران يكى از ايالات خلافت اموى ايمردم كوفه ! من سرهائى را جلو خود مىبينم كه رسيده‌اند و چيدن آنها نزديك - است و دروگر و بردارندهء محصول هم خود من هستم ، من خون‌هائى را مىبينم كه بين عمامه‌ها و شانه‌ها جاريست . ايمردم قسم به خدا كه من مثل انجير خشك فشرده نميشوم و از كسانى نيستم كه بتوان ويرا از مشك خالى ترسانيد . امير المومنين تير - هاى تير دانش را كشيده منتشر ساخت و هركدام از آنها را بدقت آزمايش نمود ، چوبهء من است كه آن را او در صلابت و استحكام و تيزى و تندى بالاتر از همه يافت و اين تير من هستم كه او آن را بر عليه شما متوجه ساخت . « نطق حجاج بن يوسف در كوفه » سلسلهء اموى در دو فصل سابق مخصوصا در فصل آخرى وقايعى كه از نظر سياسى و مذهبى مربوط بايران بود تا حدى به تفصيل ذكر شده ضمنا از معاويه مؤسس خاندان اموى شرحى گفته شد ، ليكن سلسلهء بنى اميه كه در مدتى قريب بيك قرن در امپراطورى وسيعهء اسلام حكمفرما بوده‌اند ممكن نيست كه در تاريخ ايران اهميت و نفوذ سلسلهء مزبور را ناديده گذاشت و گذشت و لذا فصل خاصى اختصاص به آن داده و اينك قلم را به طرف وى معطوف ميدارم .